سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
zeinab khanoom - **عاشقانه ها**
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

**عاشقانه ها**

زندگی همانند صفحه شطرنج است و ما مهره های شطرنج هستیم و خونه به خونه جلو می رویم اگر تلاش کنیم به جایی می رسیم ولی اگر تلاش نکنیم می بازیم:

                      پس سعی کن همیه تلاش کنی


نوشته شده در پنج شنبه 87/5/10ساعت 2:10 عصر توسط zeinab khanoom نظرات ( ) |

                    خوشا به حال لک لکا

که خوابشون واو نداره

                    خوشا به حال لک لکا

که عشقشون قاف نداره

                    خوشا به حال لک لکا

که مرگشون گاف نداره

                    خوشا به حال لک لکا

که لک لکن .............


نوشته شده در پنج شنبه 87/5/10ساعت 1:34 عصر توسط zeinab khanoom نظرات ( ) |

 بهانه سبزماندن
"پدر"

نام تو با بوی نان گرم سفره
بوی مدادودفترمدرسه
نام تو:
عطرسخاوت ومردانگی
شمیم نجابت وپاکیزگی است.
نام توبرتارک هستی ام می درخشد
نامت درزلال خاطرم همیشه جاری است
"پدر"
نامت معطرباد
پدرم

امیدوارم چشم اندازنگاهت بالاترازبهشت

آشیانه ات بالاترازآشیانه ی عقاب
وهمیشه
بر لبانت لبخند باد
بابای گلم با تمام وجودم دوست دارم "روزت مبارک"


نوشته شده در شنبه 87/4/29ساعت 11:35 صبح توسط zeinab khanoom نظرات ( ) |

به او بگویید...
به او بگویید تقویم خودش را ورق بزند تا به یاد ظلمی که کرده است بیفتد، شاید
قطره اشک ندامتی بریزد روی قبر بی نام و نشان که همه عاشقان، بی نام و نشانند.
 شبنم چشمان تو می بارد روی ژاله ی
قلب من، کاش می دانستم پشت شیشه باران چه ترانه گمشده ای مدفون است که مهری خاموش تن خاک را نوازش می کند. با تو هستم، با تو ای که فرسنگ ها از من فاصله داری،پنجره بسته شده نگاهت را باز کن، آن پنجره ای که به رو به بیکران است تا من با نگاه تو تقدس یابم، من که در سراب زندگی همیشه های نگاهم سمت توست . با تو هستم ای مسافر جاده های مه گرفته اندوه، درنگ کن و به کوچه های خاطرات سری بزن و یاد کن آن هنگام را که به حریم عاشقان پا برهنه پا نهادی و آهوی دشتم در دام دل تو اسیر گشت و تو کوزه ی بلورین محبت را تقدیم من کردی اما یادت نبود که نور باسایه عاشق، بازی می کرد و تو باید صبورانه مهره های شطرنج زندگی را جابه جا می کردی تا به بازی تقدیر نبازی واینک چه بی رحمانه حرمت عشق و اشک های مرا شکستی و از من و دنیای من جدا شدی.


نوشته شده در شنبه 87/4/29ساعت 11:32 صبح توسط zeinab khanoom نظرات ( ) |

آمریکایی‌هایباهوش
(این مطلب جدی است! )

چند تا جمله مسخره و خنده داری که روی بعضی محصولات آمریکایی دیدهشده:
روی جعبه سشوار: از استفاده در هنگام خواب جدا خودداریکنید!
روی جعبه چیپس: شانس خود را برای برنده شدن بیازمایید. احتیاجی بهخرید نیست، جزئیات در داخل جعبه می‌باشد!
روی جعبه یکی از غذاهای منجمد: پیشنهاد میشود در حالت غیر منجمد مصرف نمایید!
روی جعبه پیتزا: لطفا جعبه راسروته نکنید!
روی قوطی سوپ آماده: تذکر: محتویات بعد از حرارت دیدن، گرمخواهد بود!
روی جعبه اتو برقی: لباسها را قبل از اتو کردن از تن درآورید!
روی جعبه قرص سرماخوردگی کودکان: برای اطفال زیر 12 سال؛ بعد ازاستفاده از قرص، از رانندگی پرهیز کنید!
روی جعبه قرص خواب: استفاده از اینقرص با حالت خواب آلودگی توام خواهد بود!
روی جعبه چراغهای کریسمس: فقط درداخل یا خارج خانه استفاده شود!
روی جعبه چرخ گوشت: از استفاده در موارددیگر خودداری کنید!
روی بسته آجیل: قبل از استفاده بسته را بازکنید!
روی بسته بندی لباس سوپرمن برای بچه‌ها: هشدار، این لباس تواناییپرواز ندارد!
روی جعبه دستگاه چمن زنی: وقتی دستگاه روشن است، تیغه‌ی چمنزنی حرکت میکند!
ته قوطی نوشابه: لطفا از طرف دیگر قوطی، آن را بازکنید!
روی قوطی اسپری رنگ: از اسپری کردن به روی صورت خودداریکنید!
روی قوطی فندک: محتوی مواد محترقه!
دوخته شده به گوشه پتو: لطفا در هنگام گردباد، از این پتو به عنوان پناهگاه استفاده نکنید!


نوشته شده در شنبه 87/4/29ساعت 11:31 صبح توسط zeinab khanoom نظرات ( ) |

از بهار پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت تازه شکفته ام نمی دانم
از تابستان پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت فعلا در گرمای وجودش غرقم نمی دانم از پاییز پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت در هزار رنگ ان رنگ باخته ام نمی دانم از زمستان پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت سرد است و بی رنگ از مادرپرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت یعنی هرکه در این خانه است از پدر پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت یعنی تو
از خواهر پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت هنوز به ان نرسیدم
شبی از ماه پرسیدم عشق یعنی چه؟ شرمگین و خجل خود را در اغوش اسمان پنهان کرد شبی دیگر از ماه پرسیدم عشق یعنی چه؟ ماه با چهره ای باز و خندان گفت یعنی مهتاب
برای دیدن چشمات ثانیه شماری
می کنم واسه لمس کردن دستای گرمت بی قراری می کنم
برای اینکه طاقت دیدن نگاتو داشته باشم روزی صد بار نگاهتو تجسم
می کنم واسه جبران روزایی که بدون تو تنها بودم لحظه شماری می کنم
تا بغلت کنم و بگم بهترین لحظات زندگی ام لحظات با تو بودن است .


نوشته شده در شنبه 87/4/29ساعت 11:26 صبح توسط zeinab khanoom نظرات ( ) |

در محضر بزرگان

شعراز: استاد محمد حسین شهریار

        مرا هر گه بهار آید ، به خاطر یاد یار آید

                                                       به خاطر یاد یار آید مرا ،هر گه بهار آید

       چو فریاد هزار آید ، شود دردم هزار ، ای گل

                                                       شود دردم هزار ای گل ، چو فریاد هزار آید

       مرا جان دگر بخشد، دم باد سحرگاهی

                                                       که از باد سحرگاهی، نسیم زلف یار آید

      به گلشن خواندم بلبل که هردم بی گل رویت

                                                       خلد خارم به پای دل، گلم در دیده خار آید

     چه خوش باد که آن خورشید رخ، با چشم خواب الود

                                                      شب هجران به بالین من شب زنده دار آید

    خدا را«شهریار»آن نغمه شیرین مکرر کن

                                                     مرا هر گه بهار آید به خاطر یاد یار آید...

شوخی با شعر نیما یوشیج

تورا من چشم در راهم

شباهنگام همان وقتی که می بندند موجودات زنده، چشم هاشان را

ولی من تا سه ساعت بعد هم بیدار

اگر چه رنگ پوست صورتم سبز هست اما من

در این مورد دقیقا مثل یک ماهم

تو را من چشم در راهم

شباهنگام، در آن دم که بابا خسته از کار

ولو گشته است بر مبل قدیمی

تنش پیژامه ای و یک عرق گیر

نخورده شام اما

دلش از زندگی، سیر

در آن نوبت که مادر، گرم کرده

شام سرد پس پریشب را

برای سفره ی امشب

دلم تنگ است اما خوب میدانم

تو رأس ساعت 9 می رسی از راه

و می دانی که در هر ثانیه چشمش به راه توست

سطل(آشغال) کوچک ما هم

گرم یادآوری یا نه

من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم !


نوشته شده در یکشنبه 87/4/9ساعت 12:12 عصر توسط zeinab khanoom نظرات ( ) |

<   <<   11      

 Design By : Pichak